‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

چنگیز بخت آورین 40 - جی گؤنؤ خاتیرلاما مراسیمی پالتا ک اتاقین دا

Çəngiz Bəxtavər چنگیز بخت آور


40 - cı Günü Münasibəti ilə Toplantı

Paltak Otaqında

Friday 05 / 02 / 2010
Time: 7.00 to 10.00pm

Otağın məruzəçi : Babək Bəxtavər

və başqa söz sahibləri dostlar

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

شونیسم فارس قربانی دیگری گرفت


شونیسم فارس قربانی دیگری گرفت


هموطنان گرامی

در روز عاشورا چنگیز بختاور یکی از رهبران حرکت ملی آذربايجان بشکل مرموزی کشته شد.

چنگیز بختاور این فرزند دلیر تبریز در راه حقوق ملی آذربايجان جنوبی و حقوق سندیکایی کارگران تا آخرین دم حیاتش رودر روی رژیم اشغالگرجمهوری اسلامی ایستاد و با شور و درایت خویش نامش در تاریخ مبارزاتی ملل به ابدییت پیوست

بعد از مرگ مشكوك "پروفسور ذهتابي" از بزرگترين تاريخ دانان و ملت شناسان معاصر ايران و آذربايجان در قتل هاي زنجيره اي سال 1378 ما شاهد ادامه ی این جنایات در بین فعالین حرکت ملی آذربايجان بوده ایم

- مرگ مشكوك "ميركاظم موسوي" از فعالان و موسيقي دانان مستعد و بنام آذربايجان, مرگ مشكوك "سهند افشار" يكي از شاعران جوان اهل تبريز , نادر موسي زاده" از ديگر فعالان هويت خواه كه با پسر عموهايش در جاده خوي تصادف كرد و كشته شد. "مهدي طالبي" از فعالان جنبش هويت خواهي آذربايجان كه در جاده پيكان شهر توسط يك ماشين سواري به قتل رسيد, بابك نوري" از فعالان جنبش هويت خواهي اهل كليبر تصادف كرد و كشته شد,"قادر صديقي" به همراه دو نفر ديگر از دوستانش كه بر روي موتور سوار بودندتحت تعقيب نيروهاي اطلاعاتي قرار مي گيرند و در نتيجه اين تصادف مرگبار"قادر صديقي" كشته شد. سال قبل مهندس غلامرضا اماني یکی دیگر از رهبران حرکت ملی آذربايجان با دو یرادرش در جاده اهر تصادف كرد و كشته شدند و در روز عاشورا چنگیز بختاور نهایت به کاروان شهدای آذربايجان پیوست

سیه رویان تاریخ با این کشتار ها ره یجایی نخواهند یرد

ما فعالین آذربایجان در یتوبوری برای بزرگداشت و گرامیداشت خاطره ی چنگیز بختاور در خانه ی آذربایجان گرد هم خواهیم آمد

نیروهای دمکرات و آزادیخواه, با شرکت در این مراسم وحدت خویش را در مقابل رژیم شونیست حاکم بنمایش بگذارید

مکان: خانه ی آذربایجان Gamlastad –SKF جنب مدبوریای حوست

زمان : 9ژانویه 2010 روز شنبه از ساعت 19 تا 21

فعالین آذربایجان در یتوبوری

۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

بیانیه تشکل آرمان دانشجو در مورد دستگیر شدگان مراسم گرامیداشت روز رسمی شدن زبان تورکی وشرایط بد فعالین آذربایجانی


بیانیه تشکل آرمان دانشجو در مورد دستگیر شدگان مراسم گرامیداشت روز رسمی شدن زبان تورکی وشرایط بد فعالین آذربایجانی


26آذر ماه 1325،خشم فاشیزم از قتل عام مردم آذربایجان سبک نشده و هنوز کشتار مردم ادامه دارد.تمامی دستاوردهای یکساله فرقه دمکرات آذربایجان که در طول تاریخ58ساله فاشیستهای پهلوی حتی جزء کوچکی از آن هم در آذربایجان اجرا نشد تا حد ممکن تخریب و داغون می شود.خادمان ملت آذربایجان در کف خیابانهاکشیده می شود.

مجسمه ی سردار ملی ستارخان از میدان قونقا پایین کشیده می شود وبجای آن مجسمه هیتلر ایران رضا شاه قرار می گیرد.نزدیک به27هزار انسان در سر تا سر آذربایجان قتل عام می شود. روز26 آذر فاشیستها به خیال خود گام بلندی در راستای نجات آذربایجان(!!!)انجام میدهند.در تمامی شهرهای آذربایجان کتابهای تورکی جمع آوری شده و در میدانهای اصلی شهرها آتش کشیده می شود تا آخرین امید ملت آذربایجان نیزمحو شود.

اما مسلم است که تمام آنها خیالی خام بوده.و امسال نیز متاسفانه طبق روال چند سال گذشته فعالین آذربایجانی در مراسم های مختلفی که برای گرامیداشت رسمی شدن زبان تورکی در آذربایجان توسط فرقه دمکرات در روز 21 آذر ماه سال 1324 ترتیب داده شده بود مورد هجوم غیر قانونی نیروهای امنیتی قرار گرفتندوچهار چوب شخصی افراد بار دیگرمورد تعرض نیروهای امنیتی قرار گرفت.

حال جای سئوال اینجاست به گرامی داشتن رسمی شدن زبان تورکی که یکی از دستاوردهای فرقه دمکرات بوده چه تهدیدی برای دولت مهرورز به وجود می آورد؟

آیا پس از انقلاب علیه فاشیزم و ظلم همچنان باید مراسم گرامیداشت رسمیت زبان تورکی با برخورد دولت همراه باشد؟

آیا باید شرکت کنندگان در این مراسم بازداشت شوندوتا به امروز دز بازداشت نیروهای امنیتی باشند؟آیا عدم اجرای اصول قانون اساسی(اصل 15)را کافی ندانسته و حتی حقی برای برگزاری مراسم یاد بود برای آذربایجانیان نمی شناسد؟

رعایت نکردن تک تک موازین حقوق شهروندی از جانب دولت عدالت محور بر این محدود نمی شود..سعید متین پور روزنامه نگار آذربایجانی که در زندان اوین در حال گذراندن محکومیت(!)هشت ساله خود می باشد در حال مجادله با آثار شکنجه خود در طول مدت بازداشت موقت276روزه خود می باشد هم اکنون ایشان در وضعیت بسیار وخیم جسمی وروحی قرار دارد و انتقال ایشان اززندان جهت مداوا به بیمارستان بسیار مهم و ضروری می باشد همچنین پنج فعال مدنی آذربایجان نیز در اردبیل در حال گذراندن محکومیت(!)یکساله خود می باشند تحت فشارهای شدید رئیس زندان اردبیل می باشند و به بند زندانیان دارای بیماریهای خطرناک منتقل شده اند.

همگی میدانیم راه حل مسله آذربایجان فشار وبرخورد و محکومیت نخواهد بود مشاهده تک تک این سیاستها تا به امروز با شکست مواجه است و از طرفی مردم آذربایجان در راستای احقاق حقوق به حق خود با این رفتارها سست نمی شوند.

تشکل آرمان دانشجوخواستار آزادی افراد بازداشت شده در مراسمهای اخیر آذربایجان و بهبود شرایط و رفع فشارهای غیر قانونی زندانیان آذربایجانی است همچنین تشکل آرمان خواستار انتقال فوری سعید متین پور به بیمارستان جهت مداوا می باشد. در صورت ادامه کوتاهی مسئولین زندان اوین در انتقال ایشان به بیمارستان تمامی عواقب را متوجه مسئولین زندان میداند.

تشکل دانشجویی آرمان

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

بيانية جمعي از فعالين آذربايجاني در رابطه با شرايط سياسی روز


بيانية جمعي از فعالين آذربايجاني در رابطه با شرايط سياسی روز


ملت فهيم و فعالين آگاه آذربايجان!

تاريخ يكصد سالة اين سرزمين گواهي بر اين مدعاست كه آذربايجان همواره در حوزه هاي علم و معرفت، نوانديشي، نوگرايي و همچنين حركتهاي اصلاح طلبانه و جريانهاي آزاديخواهي پيشرو بوده است. رفع استبداد و احياي حاكميت قانون در دوره مشروطيت و نيز مبارزه بر عليه خودكامگي پهلوي تنها بخشي از اين تاريخ است. جاي بسي تأسف و تعجب است كه انسان آذربايجاني عليرغم خدمات عالي و جانفشانيهاي عظيم براي پايه ريزي جامعه اي سعادتمند و مترقي و برقراري برابري، بهره اي جز محروميتهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي نبرده است. شايد بتوان ادعا كرد كه شگفت انگيزترين پديده عصر حاضر عدم امكان تحصيل 30 ميليون انسان به زبان مادري خود يعني زبان تركي در اين سرزمين مي باشد. با وجود نهادينه شدن مباني دمكراسي و رعايت حقوق بشر در بسياري از جوامع، انسان آذربايجاني هنوز هم بسان گذشته تحت تأثير افكار ن‍ژادپرستي تحقير شده، موجوديت و هويت او انكار و ترك بودنش تحريف مي گردد و تبعيض شديد اقتصادي را در اشكال گوناگون آن تحمل مي كند.

بر اساس تحليل تاريخ قرن گذشته، خود باختگي اغلب روشنفكران و نيرنگ بيگانگان از عمده دلايل عدم دستيابي آذربايجان به حقوق خود مي باشد. اما نزديك به 20 سال است كه فرزندان اين سرزمين با درس آموزي از حوادث تلخ و شيرين گذشته براي باز تعريف جايگاه حقيقي آذربايجان و اعادة حقوق آن جريان اجتماعي نويني را آغاز كرده اند كه امروز از آن به عنوان "حركت ملي آذربايجان" ياد مي شود. در طول سالهاي گذشته فعالين عرصة هويت خواهي با استفاده از حداقل امكانات و رعايت ساز و كارهاي قانوني و با شيوه هاي مدني و مسالمت آميز براي بيداري و روشنگري ملت نسبت به حقوق خود و نيز هشدار مسئولان براي انجام وظايف خود مجاهدت كرده اند. اينك در اثر اين اهتمام بزرگ بخش قابل توجهي از جامعة ترك از آگاهي عميق ملي برخوردار شده است. تجمعات عظيم مردمي در قلعة بابك، قيام مردمي خردادماه 85 و همچنين سكوت معنادار و تاريخي ملت آذربايجان در حوادث پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري از مصاديق بارز اين آگاهي است. قيام خردادماه 85 كه به بهانة اعتراض به كاريكاتور موهن روزنامة "ايران" بسياري از شهرهاي آذربايجان را فرا گرفت، در اصل اعتراض آذربايجان به همة سياستهاي تبعيض آلود و نابرابريها بود و بايسته است كه دولتمردان با درك پيام روشن آن درصدد اعادة حقوق بر جاي ماندة ملت بر آيند.

چنانكه آگاهي داريد، به دنبال اعلام نتايج انتخابات دهمين دورة رياست جمهوري در خردادماه سال جاري اقشاري از مردم و بعضي از گروههاي فعال سياسي در تهران به نتايج انتخابات و وضعيت موجود كشور اعتراضهايي را انجام دادند كه دامنة اين اعتراضها هنوز هم كم و بيش در بطن مناسبتهاي مختلف ادامه دارد. در طي اين اعتراضها دهها نفر جان خود را از دست داده و صدها نفر نيز به زندان افتادند. بنابر نظر و اقرار آگاهان سياسي متأسفانه بخشي از بازداشت شدگان به شكلي فجيع و كم نظير مورد اهانت و شكنجه قرار گرفته اند.

در طول ماههاي گذشته بعضي از گروههاي فعال سياسي در داخل و خارج از كشور با آگاهي از ظرفيتهاي موجود در آذربايجان به منظور تقويت جناح معترضين با شيوه هاي مختلف سعي کرده اند تا با تحريک فعالين حركت هويت طلبي آذربايجان آنها را درگير نزاع گروههاي مختلف بر سر قدرت كنند، ولي فعالين آذربايجاني با درك محتواي حركت معترضين و تفاوت ماهيت آن با حركت هويت طلبي، سياست سكوت را اتخاذ كرده اند.

بر كسي پوشيده نيست كه تا امروز اكثريت قريب به اتفاق احزاب و گروههاي سياسي فعال اعم از چپ و راست، نسبت به جريان هويت طلبي آذربايجان نگاه تنگ نظرانه داشته و ضمن رد مطالبات برحق ملت در موارد بسياري با آن برخورد خصمانه نيز داشته اند. در حالي كه در سالهاي گذشته اغلب گروهها و جناحهاي سياسي موجود در كشور به تناوب سكان قدرت را در دست داشته اند، متأسفانه نسبت به اعادة حقوق ملي و مدني ملل غير فارس هيچ اقدام درخور و قابل توجهي نكرده اند. نگاهي به برنامه هاي ارايه شده از طرف كانديداهاي انتخابات دورة دهم رياست جمهوري در روزهاي تبليغات نيز مؤيد اين نكته مي باشد. از مطالعة محتواي برنامه هاي ارايه شده چنين استنباط مي شود که آنها عزم و ارادة جدي براي پيگيري مطالبات ملي و مدني ملل غير فارس خصوصاً ملت ترك آذربايجان نداشته و اصولاً درک صحيحي از ماهيت مطالبات آن ندارند. پيشروان و نمايندگان مخالفان و جناح معترض به نتايج انتخابات، اگرچه بيش از سايرين شعار حاکميت دمکراسي، رعايت حقوق بشر و حقوق شهروندي سر مي دهند، لکن تاکنون در عمل نسبت به موضوع حقوق ملي و مدني آذربايجان اعتناي لازم را نداشته اند. در دوره هاي مختلف بسياري از فعالين آذربايجاني با فشارهاي سياسي مواجه شده و به زندان افتاده اند، ولي هيچ جناح و جرياني واكنشي از خود نشان نداده اند! آذربايجان هميشه با بايكوت شديد مواجه بوده است. چگونه است كه ياد 3 شهيد 16 آذر 1332 همه ساله توسط همه جناحها و گروهها گرامي داشته مي شود ولي از 25000 شهيد آذربايجان در آذر 1325 هيچ يادي نمي شود و از طرف همه رسانه هاي وابسته به جناحهاي مذكور بايكوت مي شود؟! عليرغم اين ما فشارهاي وارد شده بر معترضين را صحيح ندانسته ضمن تقبيح و تنقيد شيوة برخورد مسئولان با همة زجر كشيدگان و مصيبت ديده هاي حوادث مذكور اظهار همدردي مي كنيم.

سخن آخر اينكه ماهيت رفتار سياسي مخالفان، معترضين و جناح حاكم هيچكدام منافع ملي و خواسته هاي به حق آذربايجان را تأمين نمي كند و با ماهيت حرکت هويت طلبي آذربايجان تفاوت فاحشي دارد. تا زماني كه جناحهاي مزبور حقوق ملي و مدني آذربايجان را به رسميت نشناخته اند، حركت ملي آذربايجان بايد استقلال خود را از جريانات چپ و راست مركز گرا حفظ كند، چرا كه هدف اساسي ما تأکيد بر آگاهي ملي است و لذا فعاليتهاي فعالين و گروههاي مختلف بنا به ضرورتها و منافع ملي بايد بر اين اصل متمرکز باشد. ضروري است که فعالين ملي و رسانه هاي جمعي مختلف همچنان به اين اصل پايبند بوده و از داخل شدن در منازعات مذكور پرهيز كنند.

19/9/1388

اوستاد حسن هرگلي (حسن آذربايجان) ـ موهنديس يعقوب تقوي ـ محمد حسين مؤيدي ـ ابراهيم فرج زاده ـ مجيد همتي ـ امامت مددي نگارستان ـ جبرئيل خليلي ـ لطيف فرج زاده ـ فريدون تيموري ـ رسول كامران گميچي ـ كيان صفري ـ رضا داغستاني ـ اسماعيل جوادي ـ دوكتور عليرضا عبداللهي ـ موهنديس خدايار تيموري ـ موهنديس بهزاد سليمانپور ـ ائلياز يئكنلي ـ هادي حميدي شفق ـ دوكتور فرخ ميرزا طلوعي ـ حاج علي جعفرزاده ـ موهنديس عارف الوفي ـ رسول عليزاده ـ وحيد بهادري ـ بابك شاهد ـ مدينه قاسمي(اولدوز) ـ آتاباي تيموري ـ ميثم آزادي ـ حسن ياري ـ حسن خلوتي ـ سحر عبادي ـ حجت محمودي(بابك) ـ موهنديس مسعود افشاني ـ ياشار شكاري ـ فريدون آقازاده(آتيلا) ـ حسين خوش نژاد ـ علي حسين كاظمي ـ


۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

بیانیه دانشجویان تورک دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان تورک دانشگاه تربیت معلم کرج در اعتراض به اهانت جدید شوونیزم تبهکار


بیانیه دانشجویان تورک دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان تورک دانشگاه تربیت معلم کرج در اعتراض به اهانت جدید شوونیزم تبهکار    

http://www.milliharakat.com/newscontents10606.php
 

۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

بيانيه اعتراضي جمعيت آذر در مورد پخش فيلم توهين آميز بر عليه آذربايجانيان از تلويزيون ایران


حاکمییت جمهوری اسلامی و عوامل آن جهت سرکوبی حرکات اقوام ساکن در ایران از تمام ابزار و آلات ممکن حد اکثر استفاده را می‌کند.

آنچه تاریخ شاهد بود، حکومت جمهوری اسلامی از بیم رشد و شکل گیری تقاضا‌های بر حق ملت آذربایجان در ایران، ابتدا با کمک‌های تسلیحاتی خود به دولت ارمنستان بر علیه ملت و دولت جمهوری آذربایجان، در تضعیف و پیشگیری رشد یک دولت موفق جمهوری آذربایجان تمام تلاش‌های خود را به کار بست. اشتراک در جنایاتی که ارامنه بر علیه ملت آذربایجان انجام داد همچون برگه ی ننگینی در کارنامه ی سیاه جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.

حکومت از هیچ سمپاشی بر علیه ملت آذربایجان دریغ نداشته. رسانه‌های گروهی که تا کنون کاری جز بردگی حکومت را بر عهده نداشتند، نیز در این جنایت شرکت فعال و بی‌ دریغ داشتند. با ساختن انواع و اقسام فیلمهای سینمایی و تلویزونی، با دست در دست دادن دولت جنایت کار ارمنستان با راه انداختن جنگی روانی برای رسیدن به اهداف غیرا انسانی‌ این حکومت ‌ کمک مستقیم میکنند .

یکی‌ از آخرین ترفند‌های حکومت جمهوری اسلامی در همکاری با رسانه‌های گروهی پخش فیلمی بود که در آن ملت آذربایجان را خلقی لا البالی معرفی‌ می‌کند. در این فیلم آذربایجانی‌های لا ابالی در مستی خود ایرانیان را به قتل می رسانند و بازماندگان مقتولین ایرانی با نشان دادن انسانیت خود به یاری همین قاتلین محتاج به کمک میشتابند.

بسیار جای تاسف است که، فرهنگ عقب ماندهٔ جوامعی مثل جامعه ایران خوبی یا بدی انسان را، در نهایت جهل ، ارتباط قومی میدهند.

قابل توجه و جای سوال است که:

۱) در کشوری که درتاریخ آن تجربهٔ دیالوگ پدیده‌ای کاملا غریبه است،

۲) در کشوری که در تاریخ آن تعویض حکومتی بدون کشت و کشتار را تجربهٔ نکرده،

۳۳) در جامعه‌ای که انسانها با قل و زنجیر و قمه خود آزاری را بیمار گونه میپروراند، و لذت میبرند،

۴) در جامعه که در آن هنوز اشعار حافظ و سعدی خواند میشود و زمان در پسروی است

۵) در جامعه‌ای که همسایه از شکنجه و اعدام همسایه عاری ندارد، آیا میشود فرهنگ انسان دوستی را جزئی از کلییت آن جامعه پذیرفت و شاید هم پرورانید؟

آیا این تلاشی نیست بر قول زدن همان ساده اندیشان و بخشی از خود آزاری‌های بیمار که در یک شب در پای منبر ۱۰ واعظ مختلف به شنیدن ۱۰ نوع متفاوت قتل حسین مینشینند؟

انجمن آذر این تلاشهای غیر انسانی‌ حاکمیت و نیروهای ناسیونالیست ملت ستیز را در مقابل میلونها ملت آذربایجانی حرکتی دور از هر نوع اخلاق میداند و آنرا محکوم می‌کند. انجمن آذر اعتقاد دارد که، تمام اقوام ساکن در ایران وظیفه دارند که در مقابل این حرکت‌های نامنصفانه مقابله کنند و با تحریم‌های مدنی اعتراض خود را به این تحقیر خلقی که سالیان سال جزئی از تاریخ و فرهنگ و بافت دولتی آن کشور بود را نشان دهند.

با آرزوی روزی که هم کیشان هویت همدیگر را محترم و پاس بدارند.

انجمن آذر


۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

بیانیه جمعی از دانشجویان ترک آذربایجانی دانشگاههای تهران در خصوص ضرورت تمرکز بر منافع ملی آذربایجان جنوبی و حفظ استقلال حرکت ملی آذربایجان

مسئله اصلی «ایران» است نه «جمهوری اسلامی»


حوادث و وقایع پیش و پس از انتخابات؟! ریاست جمهوری در کشوری که به نام ایران موسوم شده است همه چیز را در مناطق فارس نشین تحت الشعاع خود قرار داد.

حرکت ملی آذربایجان نیز که هدف آن تأمین منافع ملی آذربایجان جنوبی در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و به ویژه تعمیق و توسعه فرایند ملت سازی ترکی آذربایجان جنوبی و نهایتا رسیدن به استقلال آذربایجان جنوبی به عنوان یک دولت-ملت مستقل و آزاد کردن آن از زیر سلطه فاشیسم فارس و تهدیدات تروریسم کردی است در سیر وقایع و حوادث سعی کرد به صورت منطقی از حداقل فضای باز نسبی در دوران رقابتهای؟! انتخاباتی استفاده نموده و بیشترین امکان را برای تأمین منافع آذربایجان جنوبی به دست آورد.

هر چند این ورود به عرصه انتخابات جمهوری اسلامی ایران (فارس) کاملا موقت و تاکتیکی بود و اساسا اکثریت فعالین فرهنگی و سیاسی آذربایجان جنوبی که اعتقاد به حقوق ملی ترکهای آذربایجان جنوبی به عنوان یک ملت را دارند انتظار برگزاری یک انتخابات ملی ترکی آذربایجان جنوبی را از آن ندارند بلکه این انتخابات همانند دیگر انتخابات در جمهوری اسلامی در چارچوب فرایند دولت-ملت سازی فاشیستی فارسی (ایرانی) قرار می گیرد که معطوف به تأمین منافع ملت فارس (ایران) می باشد و حقوق ملی ملل تحت سلطه فارسها یعنی ترکها، اعراب، بلوچها و ... محلی از اعراب ندارد.

با این حال پاره ای از محافل بدون توجه به فرایند طولانی مدت هویت سازی و دولت-ملت سازی در آذربایجان جنوبی، به دلیل پیشینه سیاسی و فعالیتهای چپ گرایانه در احزاب چپ توتالیتر فارس با تکرار ادعاهای پوسیده و استعماری مانند اینکه کلیتی به نام ملت ایران (فارس)؟! وجود دارد و آذربایجان جنوبی نیز بخشی از زیرمجموعه این ملت کذایی است و در راستای از بین بردن حرکت مستقل دو دهه ای ملی آذربایجان جنوبی و پیوند زدن آن به جریانات فارس گرا (ایران گرا) سعی داشتند زیر نقاب شعارهایی مانند مبارزه عمومی برای دموکراسی و آزادی در ایران؟! (از طنزهای تلخ تاریخ) دوباره حماقت مشروطه را تکرار کنند و آذربایجان جنوبی را به جانفشانی در راستای منافع نامشروع مشتی بدوی و نژادپرست کویرنشین فارس سوق دهند.

جالب آن که نه شبه اپوزیسیون مالیخولیا گرفته فارس در اروپا و آمریکا و نه شبه اپوزیسیون به اصطلاح اصلاح طلب دست ساخته جمهوری اسلامی ایران در داخل به دلیل مواضع راسیستی و فاشیستی شان از حضرات مدعی فعالان آذربایجانی ساکن در خارج دعوتی برای همکاری و همراهی نکردند و این حضرات خودشان بدون چشم داشت و فی سبیل الله؟! در راه اعتلای ایران عزیز؟! می خواهند به آب و آتش زده و در راه آزادی فارسهای عزیز؟! نامشان را به عنوان مردان نیک؟! در تاریخ ثبت نمایند.

فرایند هویت سازی تحمیلی فارسی در یکصدوپنجاه سال اخیر باعث شده است آنها همچنان چشمان خود را بر واقعیتها ببندند و به جای هشدار دادن نسبت به خطراتی که منافع ملی ترکهای آذربایجان جنوبی را تهدید می کند و ارائه راهکار برای رشد بیداری ملی و تعمیق و توسعه فرایند ملت سازی ترکی آذربایجانی مدام از مبارزه عمومی برای آزادی و دموکراسی دم می زنند. معلوم نیست کشوری که نام و هویت آن در صدوپنجاه سال اخیر با انکار هویتهای ملی ترکی، عربی و ... و دشمنی با هویت ملی ترکی آذربایجانی شکل گرفته است چگونه دموکراتیک خواهد شد. اساس این دولت-ملت سازی با ایده های راسیستی و فاشیستی فارسی قوام یافته است و اولین گام نیز در راستای حرکت جماعت بدوی فارس به سوی دموکراسی و آزادی واقعی فروپاشی کشور موسوم به ایران و محدود شدن محدوده حکومت و حاکمیت آنان به کویرهای فارس نشین است.

کشور موسوم به ایران صحنه کوچکی از نظام بین الملل است که هر گروه ملی به دنبال تأمین بیشترین منافع ملی برای خود است. برخلاف تصور برخی از دوستان، در نظام بین الملل سر و کار ما با اشخاص نیست بلکه با گروههای اجتماعی به نام ملت می باشد که منافع ملی خود را تعریف کرده و می کنند و متأسفانه فاشیسم فارسی و تروریسم کردی منافع خود را در تجاوزگری و الحاق طلبی و به طور کلی دشمنی با ملت ترک آذربایجان جنوبی تعریف کرده است و نمی توان بین نخبگان و مردم عادی فارس تمایزی ایجاد کرد زیرا مردم عادی توسط گروههای مرجع اجتماعی مانند روشنفکران، دانشجویان، رهبران احزاب و .... به حرکت درمی آیند و در میان فارسها و کردها کلیه گروههای مرجع دیدگاههای راسیستی و فاشیستی دارند که خواهان تداوم سلطه فارسها بر آذربایجان جنوبی و نابودی هویت ملی ترکی آذربایجانی در راستای ملت سازی توتالیتر فارس می باشند و هیچ گروه فارس دموکرات و غیرراسیست و غیرفاشیستی نیز وجود ندارد و تبلیغات و نظریه پردازی مشتی شرق شناس و شبه روشنفکر از اروپا برگشته چنان در عمق جان این جماعت بدوی فارس رسوخ کرده که نجات آنان از این منجلاب به سادگی امکان پذیر نیست.

بنابراین به جای امید واهی بستن به اینکه فارس عقب مانده، بدوی و فاشیست، دموکرات و آزادی خواه خواهد شد و یا وقت تلف کردن به دنبال تمییز فارس خوب از بد، بهتر است ملت ترک آذربایجان جنوبی با شناخت دشمنان واقعی خود یعنی فاشیسم فارسی و تروریسم کردی در پی تقویت قدرت ملی خویش و زدودن رگه های مرض خطرناک فارس گرایی (ایران گرایی) در درون آذربایجان جنوبی باشد که در آینده در نقاط عطف تاریخی می تواند به جای تقویت اتحاد ملی برای مقابله با جاه طلبی های فاشیسم فارسی و تروریسم کردی زیر نقاب شعارهای دموکراسی و آزادی در ایران (فارس) قدرت ملی ترک آذربایجان جنوبی را دوپاره کرده و رویاروی هم قرار دهد.

نسل جوان و جنبش دانشجویی مستقل آذربایجان جنوبی در وقایع نیمه اول سال 1388 برخلاف نسل پا به سن گذاشته در داخل و خارج، استقلال عمل خویش را حفظ کرد و در آینده نیز بیشتر این استقلال عمل را به نمایش خواهد گذاشت. نسل جدید و جوان فعالان فرهنگی و سیاسی در آذربایجان جنوبی برخلاف نسل قدیم و مسن صورت مسئله و جواب آن را به درستی ترسیم کرده است و آن اینکه مسئله اصلی نه احمدی نژاد، نه جمهوری اسلامی و نه شبه اپوزیسیون فارس، بلکه کلیتی جعلی به نام ملت ایران (فارس) و ایده های راسیستی و فاشیستی قوام دهنده آن است و تا زمانی که کشور جعلی موسوم به ایران به عنوان زندان ملتها فرو نپاشیده است، ملت ترک آذربایجان جنوبی به حقوق ملی خود که در رأس آن تشکیل دولت-ملت مستقل آذربایجان جنوبی است نخواهد رسید و آقایانی که تحت عنوان فعالان مسن و قدیمی آذربایجان می خواهند صورت مسئله را عوض کنند و به جای موجود نحس «ایران» و «ایرانی»، جمهوری اسلامی را به عنوان دشمن ملت ترک آذربایجان جنوبی مطرح کنند تا ایران عزیز؟! را حفظ کنند، صورت مسئله و روش حل آن را غیرمنطقی و اشتباه طرح کرده اند و ضروری است به جای اصرار بر همراهی نسل جوان فعالان آذربایجانی با ایده های کهنه خویش، خودشان را با حرکت ملی و مستقل آذربایجان جنوبی هماهنگ نمایند.

در پایان لازم است به این دوستان قدیمی و پا به سن گذاشته متذکر شویم که در بازیهای تیم فوتبال تراکتورسازی نیز به عنوان زمینه ای دیگر از فعالیت نسل جدید، هشتادهزار نفر جوان ساعتها فریاد می زنند: یاشاسین آذربایجان، یاشاسین آذربایجان، یاشاسین آذربایجان، نه ایران؟